چندروزی مشغول مروربرکتاب خاطرات شهیدمحمدحسن نظرنژادبودم  به نام بابانظر مردجوانی است که انقلاب آغازمیشودو اورادرگیرحوادث خودمیسازدوبعدهم ماجرای تجزیه طلبی درکردستان وسپس جنگ هشت ساله باعراق بابانظربرخاسته ازمتن فرهنگ وزندگی سنتی ایرانی است ازخراسان وآنگاه درکوره تفتیده ی جنگ ودرفضائی آکنده ازمذهب وشریعت بامفاهیمی چون شهادت ومعنویت خویگرمیشوداماآنچه سبب شدکه من این یادداشت رادرباره خاطرات ایشان آنهم دراین وبلاگ بنویسم چندبرگ پایانی کتاب بود که شرح ایام بعدازجنگ واعزام اوبه آلمان برای درمان جراحات ناشی از نبرداست درکشوری اروپائی بافرهنگی متفاوت روبرو میشودکه هنجارهای آن باآموخته های وی فرسنگها فاصله داردوتوگوئی اورابهت زده میکندمثلا طرزمعاشرت زن ومردوحتی معاینه شدن مردبوسیله یک زن برای رزمنده ی مخلص جبهه ها مقبولیتی نمی تواند داشت نمونه ای خالص ازتقابل میان سنت وتجدد

منبع : تولدی دوباره |
برچسب ها :